شاید بارها از خودتان پرسیده باشید: «چرا من؟» آزمایشها طبیعی است، پزشک مشکل جدیای پیدا نکرده، اما درد هنوز هست. اینجاست که سوال بزرگتری شکل میگیرد: علت درد سایکوسوماتیک از کجا میآید و چرا سراغ من آمده؟
در مقالهی مرجع، مفهوم درد سایکوسوماتیک و مکانیسم مغزی آن (حساسیت مرکزی سیستم عصبی) را بهطور کامل توضیح دادهایم. در این مطلب یک قدم عقبتر میرویم و به ریشهها نگاه میکنیم: بر اساس شواهد علمی، چه عواملی در زندگی، احساسات و گذشتهی ما زمینهساز این دردها میشوند؟
برای دریافت مشاوره و نوبت از دکتر بیتا بیانی همین حالا تماس بگیرید.
سیستم عصبی انسان برای مقابله با خطرهای کوتاهمدت طراحی شده است. در مواجهه با تهدید، محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) فعال میشود، بدن آمادهباش میگیرد و پس از رفع خطر، دوباره به حالت آرام بازمیگردد.
اما در زندگی امروز، این آمادهباش پایانی ندارد. نگرانی مالی، فشار کاری، روابط پرتنش و بمباران اخبار باعث میشود این محور هورمونی ماهها و حتی سالها فعال بماند. پژوهشهای حوزهی «بار آلوستاتیک» (Allostatic Load) -یعنی فرسودگی تدریجی سیستم عصبی و هورمونی در اثر استرس مزمن- نشان میدهند این فرسودگی با افزایش خطر درد مزمن، از جمله کمردرد و سردردهای مکرر، ارتباط مستقیم دارد.
نتیجه چیست؟ عضلات مدام منقبض میمانند، کیفیت خواب افت میکند و سیستم عصبی نسبت به هر پیام بدنی حساستر میشود؛ دقیقاً همان مکانیسمی که در مقالهی مرجع دربارهی حساسیت مرکزی توضیح داده شد. مطالعات روی سردردهای تنشی نیز نشان میدهند اختلال در همین محور هورمونی میتواند مسیرهای عصبی پردازش درد را حساستر کند.
بسیاری از ما یاد گرفتهایم احساسات ناخوشایند را «مدیریت» کنیم؛ یعنی آنها را نادیده بگیریم، پنهان کنیم یا سرکوب کنیم. غم، خشم و ترسی که فرصت بیان پیدا نمیکنند، از بین نمیروند و اغلب راهی برای بروز در بدن پیدا میکنند.
این پدیده در روانشناسی سلامت با مفهوم «کالبدنمایی» (Alexithymia) مرتبط است؛ یعنی دشواری در شناسایی و توصیف کلامی احساسات درونی. مطالعات بالینی روی صدها بیمار مراجعهکننده به کلینیکهای روانتنی نشان دادهاند دشواری در شناسایی و بیان احساسات، نقش میانجی معناداری در تبدیل رویدادهای استرسزای زندگی به علائم جسمی دارد. به بیان ساده، وقتی راه بیرونریختن هیجان بسته میشود، تنش عصبی در بدن انباشته میشود و میتواند به شکل درد فیزیکی بروز کند.
این یکی از رایجترین مسیرهای «روانتنی شدن» درد است؛ بهویژه در افرادی که همواره نقش «قوی» را بازی میکنند و کمتر از نیازهای هیجانی خود سخن میگویند.
بخشی از پاسخ به اینکه چرا برخی افراد مستعدترند، به گذشتهی دورشان بازمیگردد. سیستم عصبی در سالهای ابتدایی زندگی شکل میگیرد و نسبت به محیط اطراف تنظیم میشود.
پژوهشهای گسترده دربارهی «تجربههای نامطلوب دوران کودکی» (Adverse Childhood Experiences یا ACEs) نشان میدهند کودکانی که در محیط ناامن، پرتنش یا همراه با بیتوجهی هیجانی بزرگ میشوند، در بزرگسالی بیشتر در معرض حساسیت مرکزی سیستم عصبی و درد مزمن قرار میگیرند. مطالعات تصویربرداری مغزی نیز تغییراتی در نواحی مرتبط با پردازش استرس و درد -مانند آمیگدال، هیپوکامپ و قشر پیشپیشانی- در افرادی که چنین تجربههایی داشتهاند گزارش کردهاند.
همچنین شواهد نشان میدهند سبک دلبستگی ناایمن که اغلب در چنین شرایطی شکل میگیرد، از عوامل پیشبینیکنندهی مهم درد مزمن بدون علت ساختاری مشخص است؛ افراد با دلبستگی ناایمن در برخی پژوهشهای جمعیتی، احتمال درد مزمن گستردهای دوبرابر بیشتری نسبت به افراد با دلبستگی ایمن داشتهاند.
در چنین افرادی، سیستم هشدار بدن از ابتدا با حساسیت بالاتری تنظیم شده است. برای همین ممکن است در بزرگسالی، بدنشان راحتتر وارد حالت درد شود، حتی بدون آسیب فیزیکی مشخص. این موضوع نه ضعف است و نه انتخاب؛ فقط شیوهای است که سیستم عصبی برای بقا آموخته است.
زندگی مدرن ما را به سمت «همیشه در دسترس بودن» هل میدهد. مرز میان کار و استراحت محو شده و بسیاری از ما بدون توقف واقعی، از یک وظیفه به وظیفهی بعدی میرویم.
فرسودگی شغلی دقیقاً همینجا شکل میگیرد. مرورهای نظاممند بر مطالعات آیندهنگر نشان میدهند فرسودگی شغلی پیشبینیکنندهی معناداری برای دردهای اسکلتی-عضلانی، تغییر در نحوهی تجربهی درد و سردردهای مکرر است. پژوهشهای اخیر روی کارکنان حوزهی سلامت نیز نشان دادهاند درد عضلانی، بهویژه در ناحیهی گردن و شانه، یکی از شایعترین علائم جسمی همراه با فرسودگی شغلی است.
وقتی این خستگی روانی طولانی شود، بدن راه دیگری برای جلب توجه پیدا میکند: درد. سردردهای مکرر، گرفتگی گردن و شانه یا ناراحتیهای گوارشی، اغلب زنگ خطر همین سبک زندگی پراسترس هستند.
اضطراب باعث میشود ذهن مدام بهدنبال نشانههای خطر بگردد؛ فرد مضطرب ناخودآگاه بدن خود را زیر ذرهبین میگذارد. در ادبیات علمی این پدیده «تشدید حسیجسمی» (Somatosensory Amplification) نام دارد؛ یعنی گرایش به تفسیر حسهای بدنی معمولی بهعنوان چیزی شدیدتر، آزاردهندهتر و تهدیدکنندهتر از واقعیت.
یک تپش قلب معمولی، فشار خفیف در سینه یا یک دلپیچهی ساده که دیگران حتی متوجهش نمیشوند، برای فرد مضطرب میتواند نگرانکننده و دردناک باشد. همین توجه بیش از حد، حس درد را تقویت میکند و چرخهای میسازد: نگرانی درد را بیشتر میکند و درد بیشتر، نگرانی را تشدید میکند.
شاید بپرسید چرا دو نفر در شرایط مشابه، واکنشهای متفاوتی نشان میدهند. بر اساس مدلهای علمی موجود، پاسخ در ترکیب چند عامل نهفته است:
هیچکدام از اینها به این معنا نیست که مشکل از «خودِ» شماست. اینها فقط زمینههایی هستند که میتوان با کمک یک متخصص روی آنها کار کرد.
اگر با این نشانهها روبهرو هستید، وقت آن رسیده که ریشههای روانی درد را جدی بگیرید:
شناخت دقیق علت درد شما فقط در یک ارزیابی تخصصی ممکن است. آنچه در این مقاله خواندید، نقشهی کلی است، نه تشخیص فردی.
بله. بر اساس شواهد علمی، استرس طولانیمدت با فعال نگهداشتن محور هورمونی HPA باعث انقباض عضلات و افزایش حساسیت سیستم عصبی میشود و همین میتواند درد را ایجاد یا تشدید کند.
گاهی ریشهها به تجربههای قدیمیتر یا احساسات سرکوبشده بازمیگردد که بهظاهر دیده نمیشوند. بررسی دقیق این ریشهها کار یک متخصص است.
نه همیشه، اما بر اساس پژوهشهای مرتبط با کالبدنمایی، در افراد مستعد، این یکی از مسیرهای شایع روانتنی شدن درد است.
خیر. استعداد به این دردها ترکیبی از عوامل زیستی، تجربههای زندگی و سبک زندگی است، نه یک نقص شخصیتی.
شناخت ریشهها قدم نخست است، اما درمان مؤثر معمولاً به همراهی یک روانشناس بالینی نیاز دارد.
هر فرد داستان منحصربهفردی دارد و علت درد شما با دیگران فرق میکند. دکتر بیتا بیانی در یک جلسهی مشاوره، حضوری یا آنلاین، به شما کمک میکند ریشههای واقعی درد خود را کشف کنید.
1. PAIN (Journal) — Biomarkers of Stress as Mind–Body Intervention Outcomes for Chronic Pain — https://journals.lww.com/pain/fulltext/2024/11000/biomarkers_of_stress_as_mind_body_intervention.5.aspx
2. Liang & Booker — Allostatic Load and Chronic Pain, BMC Public Health (2024) — https://link.springer.com/article/10.1186/s12889-024-17888-1
3. Alexithymia Mediates the Pathway from Negative Life Events to Somatic Symptoms, PMC — https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC12832783/
4. Riedl et al. — Adverse Childhood Experiences in Specific Vulnerable Developmental Periods and Chronic Pain in Adulthood, Diagnostics (2025) — https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC11988552/
5. Adverse Childhood Experiences and Burn Pain: A Review, PAIN Reports — https://journals.lww.com/painrpts/fulltext/2022/08000/adverse_childhood_experiences_and_burn_pain__a.2.aspx
6. A Fearful Adult Attachment Style Is Associated with Double the Presence of Chronic Pain, PMC — https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC12455271/
7. Physical, Psychological and Occupational Consequences of Job Burnout: A Systematic Review of Prospective Studies, PLOS One — https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371%2Fjournal.pone.0185781
8. Somatosensory Amplification: Conceptual Structure, Neurobiological Foundations, and Clinical Implications — https://accscience.com/journal/JCBP/articles/online_first/5412
آیا تا به حال شده که صبحها با احساس خستگی مفرط از خواب بیدار شوید، حتی اگر شب قبل خوب خوابیده باشید؟ یا شاید ...
تشخیص گرفتهاید که دردتان سایکوسوماتیک است، یا خودتان به این نتیجه رسیدهاید. حالا مهمترین سوال پیش رویتان این است: «خب، چطور خوب میشوم؟» خبر ...
«من درد دارم» و «من میترسم بیمار جدیای داشته باشم» — این دو جمله در نگاه اول شبیه به نظر میرسند، اما دو تجربهی ...
یک کلمه که شاید امروز از دهان پزشک، در یک مقاله یا در حرفهای یک دوست شنیدهاید: سایکوسوماتیک. اما دقیقاً یعنی چه؟ سایکوسوماتیک به ...
شاید همین حالا یک درد مشخص دارید: کمرتان تیر میکشد، معدهتان مدام ناراحت است یا گاهی حس میکنید قلبتان درست کار نمیکند. آزمایشها را ...
بسیاری از مراجعان با یک پرونده قطور از آزمایشهای خون، امآرآی و گرافیهای رادیولوژی که همگی «طبیعی» گزارش شدهاند، به مطب میرسند؛ در حالیکه ...