برخی پژوهشگران معتقدند اگر واکنشهای دفاعی طبیعی بارها ناتمام بمانند، ممکن است به مرور زمان در ایجاد علائم تروما نقش داشته باشند.
بدن انسان برای مقابله با تهدیدها و موقعیتهای خطرناک، از مجموعهای از واکنشهای دفاعی طبیعی استفاده میکند. این واکنشها بخشی از سیستم بقا هستند و به فرد کمک میکنند در شرایط دشوار از خود محافظت کند. با این حال، برخی پژوهشگران بر این باورند که اگر این واکنشهای دفاعی طبیعی بارها ناتمام باقی بمانند، ممکن است در طول زمان در شکلگیری و تداوم علائم تروما نقش داشته باشند.
به همین دلیل، بررسی الگوهای دفاعی در افرادی که تجربههای تروماتیک داشتهاند اهمیت زیادی پیدا میکند.
افرادی که تجربههای تروماتیک داشتهاند معمولاً تمایل دارند بیشتر در یکی از دو الگوی دفاعی قرار بگیرند یا بین این دو الگو جابهجا شوند.
این دو الگو شامل دفاع فعال و دفاع منفعل هستند. هر یک از این حالتها میتوانند به شکلهای متفاوتی در افکار، احساسات و رفتار فرد ظاهر شوند.
در برخی افراد، سیستم دفاعی فعال به شکلی بیش از حد فعال میشود. در این شرایط، فرد ممکن است مجموعهای از واکنشها و ویژگیهای خاص را تجربه کند.
از جمله این واکنشها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در این وضعیت، فرد ممکن است بهطور مداوم در حالت آمادهباش قرار داشته باشد و نسبت به نشانههای خطر واکنش شدیدی نشان دهد. همچنین احتمال دارد میزان حساسیت او نسبت به محیط اطراف افزایش پیدا کند و تجربه خشم یا پرخاشگری بیشتر شود.
این الگو یکی از حالتهایی است که در برخی افراد دارای تجربه تروماتیک مشاهده میشود.
در مقابل، برخی افراد بیشتر در الگوی دفاع منفعل قرار میگیرند.
در این حالت، واکنشهای زیر ممکن است مشاهده شوند:
این الگو میتواند بر نحوه تعامل فرد با دیگران و شیوه مواجهه او با موقعیتهای مختلف تأثیر بگذارد.
زمانی که دفاع منفعل غالب میشود، فرد ممکن است تمایل بیشتری به پذیرش خواستههای دیگران داشته باشد و در تعیین مرزهای شخصی با دشواری مواجه شود. همچنین احساس ناتوانی یا بیکفایتی ممکن است بخش مهمی از تجربه او را تشکیل دهد.
وقتی دفاع منفعل بر سیستم دفاعی فرد غلبه پیدا میکند، این موضوع میتواند در ظاهر و رفتار فرد نیز قابل مشاهده باشد.
در این حالت ممکن است فرد کمانرژی، کمحرف یا بیجان به نظر برسد. همچنین ممکن است حتی در دفاع از خود یا درخواست کمک دچار مشکل شود.
این ویژگیها میتوانند بر کیفیت روابط، تعاملات اجتماعی و نحوه مواجهه فرد با چالشهای روزمره تأثیر بگذارند.
از نظر علمی، اگر واکنشهای دفاعی طبیعی بدن مختل یا متوقف شوند، این موضوع میتواند شبیه حالتی باشد که فرد یک احساس خاص را بارها سرکوب میکند.
واکنشهای دفاعی بخشی از پاسخ طبیعی بدن به شرایط مختلف هستند. هنگامی که این واکنشها به هر دلیل مختل شوند یا به شکل طبیعی خود ادامه پیدا نکنند، ممکن است فرایندهای مرتبط با تجربه و پردازش احساسات نیز تحت تأثیر قرار گیرند.
به همین دلیل، پژوهشگران به نقش عملکرد طبیعی این واکنشها در سلامت روان و هیجانی توجه ویژهای دارند.
در نتیجه اختلال یا توقف واکنشهای دفاعی طبیعی، توانایی کلی بدن برای پردازش احساسات و واکنشهای حسی ـ حرکتی ممکن است دچار اختلال شود.
پردازش احساسات و واکنشهای حسی ـ حرکتی بخش مهمی از عملکرد طبیعی انسان را تشکیل میدهد. هنگامی که این فرآیندها با اختلال مواجه شوند، ممکن است توانایی فرد در تجربه، شناسایی و پردازش برخی از احساسات کاهش پیدا کند.
این موضوع میتواند بر نحوه پاسخ فرد به محرکهای محیطی نیز اثرگذار باشد.
با گذشت زمان، الگوهای ناکارآمد ناشی از اختلال در واکنشهای دفاعی ممکن است به عادت تبدیل شوند.
زمانی که یک الگوی رفتاری یا هیجانی بارها تکرار شود، احتمال تثبیت آن افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، برخی از الگوهای ناکارآمد میتوانند به تدریج به بخشی از شیوه معمول واکنش فرد تبدیل شوند.
این فرآیند ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر نحوه عملکرد فرد در موقعیتهای مختلف داشته باشد.
الگوهای ناکارآمد میتوانند بر تعامل طبیعی بین پردازشهای مغزی بالا به پایین و پایین به بالا تأثیر منفی بگذارند.
پردازشهای بالا به پایین شامل تفکر و کنترل آگاهانه هستند.
در مقابل، پردازشهای پایین به بالا به واکنشهای بدنی و حسی مربوط میشوند.
هنگامی که تعامل طبیعی میان این دو سیستم دچار اختلال شود، ممکن است توانایی فرد در هماهنگ کردن احساسات، افکار و واکنشهای بدنی کاهش پیدا کند. این موضوع یکی از پیامدهای احتمالی الگوهای ناکارآمدی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
یکی از ویژگیهای مهم در افراد دچار تروما تحمل پایین برانگیختگی هیجانی است.
این موضوع به این معناست که سیستم عصبی آنها ممکن است خیلی سریع از حالت تعادل خارج شود.
در چنین شرایطی، تغییرات هیجانی یا محرکهای مختلف میتوانند با سرعت بیشتری بر وضعیت فرد تأثیر بگذارند و تعادل سیستم عصبی را بر هم بزنند.
به همین دلیل، تحمل برانگیختگی هیجانی یکی از موضوعات مهم در بررسی تجربه تروما به شمار میرود.
پژوهشگران برای توضیح این موضوع مفهومی به نام «منطقه برانگیختگی مطلوب» مطرح کردهاند.
این مفهوم به محدودهای از برانگیختگی بدن اشاره دارد که در آن فرد میتواند عملکرد مناسبی داشته باشد و تواناییهای شناختی، هیجانی و حسی او به شکل مؤثر عمل کنند.
قرار گرفتن در این محدوده به فرد کمک میکند تا بتواند اطلاعات مختلف را دریافت و پردازش کند و در عین حال احساسات خود را نیز مدیریت نماید.
وقتی سطح برانگیختگی بدن در منطقه برانگیختگی مطلوب قرار داشته باشد، فرد میتواند:
این ویژگیها نشان میدهند که حفظ سطح مناسب برانگیختگی نقش مهمی در عملکرد روزمره و توانایی فرد برای مدیریت شرایط مختلف دارد.
در این وضعیت، تعامل میان احساسات، افکار و اطلاعات حسی به شکل متعادلتری انجام میشود.
اما وقتی سطح برانگیختگی از این محدوده خارج شود، چه به سمت بالا و چه به سمت پایین، توانایی فرد برای پردازش اطلاعات و تنظیم احساسات کاهش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، عملکرد طبیعی سیستمهای مرتبط با پردازش اطلاعات و مدیریت هیجانات ممکن است با اختلال مواجه شود.
پژوهشگران معتقدند این موضوع در بسیاری از افراد دارای تجربه تروما دیده میشود و میتواند بخشی از چالشهای مرتبط با این تجربه را توضیح دهد.
برخی پژوهشگران معتقدند ناتمام ماندن مکرر واکنشهای دفاعی طبیعی بدن ممکن است در شکلگیری علائم تروما نقش داشته باشد. افراد دارای تجربههای تروماتیک معمولاً تمایل دارند بیشتر در الگوی دفاع فعال یا دفاع منفعل قرار بگیرند یا بین این دو حالت جابهجا شوند.
در دفاع فعال، ویژگیهایی مانند هوشیاری بیش از حد، حساسیت زیاد به خطر، عصبانیت و خشمهای کنترلنشده دیده میشود. در دفاع منفعل نیز تسلیم شدن، احساس ناتوانی، مشکل در تعیین مرز با دیگران، احساس بیکفایتی و تکرار نقش قربانی در روابط مشاهده میشود.
از نظر علمی، اختلال یا توقف واکنشهای دفاعی طبیعی میتواند توانایی بدن برای پردازش احساسات و واکنشهای حسی ـ حرکتی را تحت تأثیر قرار دهد. با گذشت زمان، این الگوهای ناکارآمد ممکن است به عادت تبدیل شوند و بر تعامل بین پردازشهای بالا به پایین و پایین به بالا اثر منفی بگذارند.
همچنین یکی از ویژگیهای مهم افراد دچار تروما تحمل پایین برانگیختگی هیجانی است. پژوهشگران برای توضیح این موضوع مفهوم منطقه برانگیختگی مطلوب را مطرح کردهاند؛ محدودهای که در آن فرد میتواند احساسات را تجربه کند، اطلاعات حسی را دریافت کند، افکار را پردازش کند و به شکل مؤثر تصمیم بگیرد. خارج شدن از این محدوده میتواند توانایی پردازش اطلاعات و تنظیم احساسات را کاهش دهد؛ موضوعی که در بسیاری از افراد دارای تجربه تروما مشاهده میشود.
ترومای پیچیده یکی از عمیقترین و ماندگارترین انواع آسیبهای روانی است که معمولاً نتیجه چندین تجربه آسیبزا در طول زمان است؛ بهخصوص وقتی این ...
ترومای مزمن چگونه ایجاد میشود؟ تروما یا آسیب روانی میتواند در شرایط مختلفی شکل بگیرد. یکی از انواع مهم آن ترومای مزمن است. ترومای ...
ترومای حاد چگونه ایجاد میشود؟ تروما یا آسیب روانی زمانی ایجاد میشود که فرد با تجربهای بسیار استرسزا، ترسناک یا دردناک روبهرو شود؛ تجربهای ...
آیا سختیهای دوران کودکی میتوانند باعث پیری زودرس شوند؟ آیا میدانستید اتفاقات ناخوشایند در دوران کودکی میتوانند روی سرعت رشد بدن و حتی مغز ...
آیا مغز پس از تروما توانایی تغییر دارد؟ تحقیقات جدید نشان میدهد حتی مغزی که تحت تأثیر تروما یا استرس طولانیمدت قرار گرفته، همچنان ...
وقتی در شرایط آسیب روانی بدنت قفل میشود چه اتفاقی میافتد؟ تحقیقات نشان دادهاند تجربههای آسیبزای دوران کودکی میتوانند اثرات روانی و هیجانی طولانیمدتی ...